Лексика
данська – Дієслова Вправа

سوار شدن
آنها به تندی سوار میشوند.

سخنرانی کردن
سیاستمدار در مقابل بسیاری از دانشآموزان سخنرانی میکند.

دور انداختن
چیزی از کشو ندور!

کمک کردن
آتشنشانان سریعاً کمک کردند.

حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.

توجه کردن
باید به علایم جاده توجه کرد.

لمس کردن
کشاورز گیاهان خود را لمس میکند.

نام بردن
چند کشور میتوانی نام ببری؟

حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.

اعتراض کردن
مردم به بیعدالتی اعتراض میکنند.

ادامه دادن
کاروان سفر خود را ادامه میدهد.
