pintar
Eu pintei um lindo quadro para você!
نقاشی کردن
من برای تو یک تابلوی زیبا نقاشی کردهام!
entender
Não se pode entender tudo sobre computadores.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
consumir
Este dispositivo mede o quanto consumimos.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
beijar
Ele beija o bebê.
بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.
ousar
Eu não ousaria pular na água.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.
retornar
O pai retornou da guerra.
برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.
ficar cego
O homem com os distintivos ficou cego.
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.
começar
Uma nova vida começa com o casamento.
شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع میشود.
olhar
Todos estão olhando para seus telefones.
نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.
atualizar
Hoje em dia, você tem que atualizar constantemente seu conhecimento.
بهروز کردن
امروزه باید دانش خود را بهطور مداوم بهروز کنید.
exigir
Meu neto exige muito de mim.
خواستن
نوعه من از من زیاد میخواهد.
decifrar
Ele decifra as letras pequenas com uma lupa.
رمزگشایی کردن
او با یک ذرهبین کوچکترین چاپ را رمزگشایی میکند.