لغت
زبان کرهای – تمرین صفت ها
احمقانه
سخنرانی احمقانه
فقیر
مرد فقیر
فیزیکی
آزمایش فیزیکی
انجام شده
پاک کردن برف انجام شده
قوی
زن قوی
معروف
معبد معروف
اُسترِم
موجسواری اُسترِم
صادق
قسم صادق
بیقیمت
الماس بیقیمت
لنگ
مرد لنگ
سرد
هوای سرد