لغت
بلغاری – تمرین صفت ها
خراب
شیشه خودرو خراب
رسیده
کدوهای رسیده
گرم
جورابهای گرم
پهن
تایر پهن
اُسترِم
موجسواری اُسترِم
مجرد
مرد مجرد
طوفانی
دریا طوفانی
خسته
زن خسته
چاق
ماهی چاق
خالص
آب خالص
غیرممکن
دسترسی غیرممکن