لغت

نروژی – تمرین قید

cms/adverbs-webp/66918252.webp
حداقل
حداقل آرایشگاه خیلی هزینه نکرد.
cms/adverbs-webp/174985671.webp
تقریباً
مخزن تقریباً خالی است.
cms/adverbs-webp/57758983.webp
نیمه
لیوان نیمه خالی است.
cms/adverbs-webp/93260151.webp
هرگز
هرگز با کفش به رختخواب نرو!
cms/adverbs-webp/162590515.webp
به اندازه‌کافی
او می‌خواهد بخوابد و از صدا به اندازه‌کافی خسته شده است.
cms/adverbs-webp/76773039.webp
بیش از حد
کار برایم بیش از حد شده است.
cms/adverbs-webp/46438183.webp
پیش
او پیش‌تر از الان چاق‌تر بود.
cms/adverbs-webp/78163589.webp
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
cms/adverbs-webp/123249091.webp
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
cms/adverbs-webp/145489181.webp
شاید
او شاید دوست داشته باشد در یک کشور متفاوت زندگی کند.
cms/adverbs-webp/7659833.webp
رایگان
انرژی خورشیدی رایگان است.
cms/adverbs-webp/141785064.webp
به زودی
او می‌تواند به زودی به خانه برگردد.