لغت
یادگیری افعال – نروژی
kaste
Han kaster ballen i kurven.
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.
elske
Hun elsker katten sin veldig mye.
دوست داشتن
او گربهاش را خیلی دوست دارد.
plukke opp
Hun plukker noe opp fra bakken.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
la
Hun lar draken fly.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
diskutere
De diskuterer planene sine.
بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.
tåle
Hun kan knapt tåle smerten!
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!
foretrekke
Mange barn foretrekker godteri fremfor sunne ting.
ترجیح دادن
بسیاری از کودکان به جای چیزهای سالم، شیرینیجات را ترجیح میدهند.
importere
Vi importerer frukt fra mange land.
وارد کردن
ما میوه از بسیاری از کشورها وارد میکنیم.
avskjedige
Sjefen min har avskjediget meg.
اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.
bli
De har blitt et godt lag.
شدن
آنها تیم خوبی شدهاند.
signere
Vennligst signér her!
امضاء کردن
لطفاً اینجا امضاء کنید!