لغت
یادگیری افعال – اسپانیایی
entender
¡No puedo entenderte!
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
mencionar
El jefe mencionó que lo despedirá.
ذکر کردن
رئیس ذکر کرد که او را اخراج خواهد کرد.
llevar
Él siempre le lleva flores.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
crear
¿Quién creó la Tierra?
ساختن
چه کسی زمین را ساخته است؟
tocar
Él la tocó tiernamente.
لمس کردن
او به طور محبتآمیز به او لمس میکند.
practicar
La mujer practica yoga.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
recoger
Ella recoge algo del suelo.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
expresar
Ella quiere expresarle algo a su amiga.
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.
nombrar
¿Cuántos países puedes nombrar?
نام بردن
چند کشور میتوانی نام ببری؟
entrenar
Los atletas profesionales tienen que entrenar todos los días.
تمرین کردن
ورزشکاران حرفهای باید هر روز تمرین کنند.
tirar
Él pisa una cáscara de plátano tirada.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.