لغت
یادگیری افعال – اسپانیایی
odiar
Los dos niños se odian.
نفرت داشتن
این دو پسر از یکدیگر نفرت دارند.
mudar
Nuevos vecinos se mudan arriba.
ورود کردن
همسایههای جدید در طبقه بالا ورود میکنند.
olvidar
Ella ya ha olvidado su nombre.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
matar
La serpiente mató al ratón.
کُشتن
مار موش را کُشت.
cubrir
El niño se cubre.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
superar
Las ballenas superan a todos los animales en peso.
سبقت گرفتن
والها از همه حیوانات در وزن سبقت میگیرند.
acordar
Ellos acordaron hacer el trato.
توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.
aceptar
No puedo cambiar eso, tengo que aceptarlo.
قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.
limitar
Las vallas limitan nuestra libertad.
محدود کردن
حصارها آزادی ما را محدود میکنند.
facilitar
Unas vacaciones facilitan la vida.
آسان کردن
تعطیلات زندگی را آسانتر میکند.
acompañar
El perro los acompaña.
همراهی کردن
سگ با آنها همراهی میکند.