لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
open
The festival was opened with fireworks.
باز کردن
جشنواره با آتشبازی آغاز شد.
lose weight
He has lost a lot of weight.
وزن کاهیدن
او زیاد وزن کاهیده است.
quit
He quit his job.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
miss
He misses his girlfriend a lot.
دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.
manage
Who manages the money in your family?
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
play
The child prefers to play alone.
بازی کردن
کودک ترجیح میدهد تنها بازی کند.
deliver
He delivers pizzas to homes.
تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
kick
They like to kick, but only in table soccer.
لگد زدن
آنها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
choose
It is hard to choose the right one.
انتخاب کردن
انتخاب کردن آن یکی درست سخت است.
tax
Companies are taxed in various ways.
مالیات زدن
شرکتها به روشهای مختلف مالیات زده میشوند.
comment
He comments on politics every day.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.