لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
pull
He pulls the sled.
کشیدن
او سورتمه را میکشد.
arrive
The plane has arrived on time.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
jump around
The child is happily jumping around.
پریدن
کودک با شادی دارد میپرد.
initiate
They will initiate their divorce.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
kill
Be careful, you can kill someone with that axe!
کشتن
مراقب باشید، با این تبر میتوانید کسی را بکشید!
need
I’m thirsty, I need water!
نیاز داشتن
من تشنهام، نیاز به آب دارم!
help
The firefighters quickly helped.
کمک کردن
آتشنشانان سریعاً کمک کردند.
like
The child likes the new toy.
دوست داشتن
کودک اسباببازی جدید را دوست دارد.
sort
He likes sorting his stamps.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
cause
Too many people quickly cause chaos.
باعث شدن
آدمهای زیادی به سرعت باعث آشفتگی میشوند.
give up
That’s enough, we’re giving up!
ترک کردن
کافی است، ما داریم ترک میکنیم!