لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
offer
She offered to water the flowers.
پیشنهاد دادن
او پیشنهاد داد گلها را آب بدهد.
test
The car is being tested in the workshop.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.
spread out
He spreads his arms wide.
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
get used to
Children need to get used to brushing their teeth.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
kick
Be careful, the horse can kick!
لگد زدن
مراقب باشید، اسب میتواند لگد بزند!
need to go
I urgently need a vacation; I have to go!
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
open
Can you please open this can for me?
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
prepare
She is preparing a cake.
آماده کردن
او یک کیک آماده میکند.
become
They have become a good team.
شدن
آنها تیم خوبی شدهاند.
compare
They compare their figures.
مقایسه کردن
آنها ارقام خود را با یکدیگر مقایسه میکنند.
think outside the box
To be successful, you have to think outside the box sometimes.
فکر خارج از جعبه کردن
برای موفقیت، گاهی باید فکر خارج از جعبه کنید.