لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/109434478.webp
open
The festival was opened with fireworks.
باز کردن
جشنواره با آتش‌بازی آغاز شد.
cms/verbs-webp/103883412.webp
lose weight
He has lost a lot of weight.
وزن کاهیدن
او زیاد وزن کاهیده است.
cms/verbs-webp/44127338.webp
quit
He quit his job.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
cms/verbs-webp/127720613.webp
miss
He misses his girlfriend a lot.
دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.
cms/verbs-webp/59552358.webp
manage
Who manages the money in your family?
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت می‌کند؟
cms/verbs-webp/87317037.webp
play
The child prefers to play alone.
بازی کردن
کودک ترجیح می‌دهد تنها بازی کند.
cms/verbs-webp/111892658.webp
deliver
He delivers pizzas to homes.
تحویل دادن
او پیتزا به خانه‌ها تحویل می‌دهد.
cms/verbs-webp/89869215.webp
kick
They like to kick, but only in table soccer.
لگد زدن
آن‌ها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
cms/verbs-webp/111792187.webp
choose
It is hard to choose the right one.
انتخاب کردن
انتخاب کردن آن یکی درست سخت است.
cms/verbs-webp/127620690.webp
tax
Companies are taxed in various ways.
مالیات زدن
شرکت‌ها به روش‌های مختلف مالیات زده می‌شوند.
cms/verbs-webp/97335541.webp
comment
He comments on politics every day.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر می‌دهد.
cms/verbs-webp/90183030.webp
help up
He helped him up.
بلند کردن
او به او کمک کرد تا بلند شود.