لغت
یادگیری افعال – اسپرانتو
voli eliri
La infano volas eliri.
خواستن بیرون رفتن
کودک میخواهد بیرون برود.
aŭdaci
Mi ne aŭdacas salti en la akvon.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.
servi
La ĉefkuiristo hodiaŭ mem servas al ni.
خدمت کردن
آشپز امروز خودش به ما خدمت میکند.
forigi
La estro forigis lin.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
erari
Pripensu zorge por ke vi ne eraru!
اشتباه کردن
با دقت فکر کن تا اشتباه نکنی!
bruli
Fajro brulas en la kameno.
سوزاندن
یک آتش در شومینه میسوزد.
negi
Hodiaŭ multe negis.
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
edziniĝi
Malplenaĝuloj ne rajtas edziniĝi.
ازدواج کردن
کودکان اجازه ازدواج ندارند.
ekzameni
Sangajn specimenojn oni ekzamenas en ĉi tiu laboratorio.
بررسی کردن
نمونههای خون در این آزمایشگاه بررسی میشوند.
pentri
Mi volas pentri mian apartamenton.
نقاشی کردن
میخواهم آپارتمانم را نقاشی کنم.
translokiĝi
Niaj najbaroj translokiĝas.
جابجا شدن
همسایههای ما دارند جابجا میشوند.