لغت
یادگیری افعال – دانمارکی
trække ud
Hvordan skal han trække den store fisk op?
بیرون کشیدن
چگونه میخواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟
danse
De danser en tango forelsket.
رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.
gå rundt
De går rundt om træet.
دور زدن
آنها دور درخت میروند.
løse
Detektiven løser sagen.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.
finde svært
Begge finder det svært at sige farvel.
سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.
slukke
Hun slukker vækkeuret.
خاموش کردن
او ساعت زنگدار را خاموش میکند.
beordre
Han beordrer sin hund.
فرمان دادن
او به سگش فرمان میدهد.
kæmpe
Atleterne kæmper mod hinanden.
مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.
tage med
Skraldebilen tager vores skrald med.
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
måle
Denne enhed måler, hvor meget vi forbruger.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
dele
Vi skal lære at dele vores rigdom.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.