لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT]
parar
A mulher para um carro.
توقف کردن
زن یک ماشین را متوقف میکند.
fugir
Nosso gato fugiu.
فرار کردن
گربه ما فرار کرد.
decifrar
Ele decifra as letras pequenas com uma lupa.
رمزگشایی کردن
او با یک ذرهبین کوچکترین چاپ را رمزگشایی میکند.
comentar
Ele comenta sobre política todos os dias.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
deixar
Ela deixa sua pipa voar.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
retirar
Como ele vai retirar aquele peixe grande?
بیرون کشیدن
چگونه میخواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟
mentir
Ele mentiu para todos.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
cuidar
Nosso filho cuida muito bem do seu novo carro.
مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.
recompensar
Ele foi recompensado com uma medalha.
پاداش دادن
او با یک مدال پاداش داده شد.
sair
Ela sai do carro.
بیرون رفتن
او از ماشین بیرون میآید.
sobrecarregar
O trabalho de escritório a sobrecarrega muito.
بار آوردن
کار دفتری به او زیاد بار میآورد.