لغت
یادگیری افعال – عربی
أقاله
الرئيس أقاله.
‘aqalah
alrayiys ‘aqalahu.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
تحدث
لا يجب التحدث بصوت عالٍ في السينما.
tahaduth
la yajib altahaduth bisawt eal fi alsiynima.
صحبت کردن
کسی نباید در سینما خیلی بلند صحبت کند.
يأتي
الركوب على الأمواج يأتي له بسهولة.
yati
alrukub ealaa al‘amwaj yati lah bisuhulatin.
آسان بودن
سواری بر موج برای او آسان است.
ترك
تركت لي قطعة من البيتزا.
tark
tarakt li qiteatan min albitza.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
يدل
هذا الجهاز يدلنا على الطريق.
yadalu
hadha aljihaz yaduluna ealaa altariqi.
راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.
ضرب
تم ضرب الدراج.
darb
tama darb aldaraji.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
تريد تحسين
تريد تحسين قوامها.
turid tahsin
turid tahsin qiwamaha.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
تأخير
سنضطر قريبًا لتأخير الساعة مرة أخرى.
takhir
sanadtaru qryban litakhir alsaaeat maratan ‘ukhraa.
به عقب برگرداندن
به زودی باید دوباره ساعت را به عقب برگردانیم.
يريدون
البشر يريدون استكشاف المريخ.
yuridun
albashar yuridun astikshaf almirikh.
کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
يعود
الكلب يعيد اللعبة.
yaeud
alkalb yueid allaebata.
برگشتن
سگ اسباببازی را برمیگرداند.
كفى
هذا يكفي، أنت مزعج!
kafaa
hadha yakfi, ‘ant muzeaji!
کافی بودن
کافی است، شما آزاردهنده هستید!