لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
complete
He completes his jogging route every day.
تکمیل کردن
او هر روز مسیر دویدنش را تکمیل میکند.
eat
The chickens are eating the grains.
خوردن
جوجهها دانهها را میخورند.
run out
She runs out with the new shoes.
بیرون دویدن
او با کفشهای جدید بیرون میدود.
kill
Be careful, you can kill someone with that axe!
کشتن
مراقب باشید، با این تبر میتوانید کسی را بکشید!
evaluate
He evaluates the performance of the company.
ارزیابی کردن
او عملکرد شرکت را ارزیابی میکند.
walk
He likes to walk in the forest.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
get out
She gets out of the car.
بیرون رفتن
او از ماشین بیرون میآید.
have breakfast
We prefer to have breakfast in bed.
صبحانه خوردن
ما ترجیح میدهیم در رختخواب صبحانه بخوریم.
change
A lot has changed due to climate change.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
repair
He wanted to repair the cable.
تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.
turn around
He turned around to face us.
برگشتن
او برای روبرو شدن با ما برگشت.