لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US]
live
We lived in a tent on vacation.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.
cry
The child is crying in the bathtub.
گریه کردن
کودک در وان حمام گریه میکند.
solve
He tries in vain to solve a problem.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
imitate
The child imitates an airplane.
تقلید کردن
کودک یک هواپیما را تقلید میکند.
provide
Beach chairs are provided for the vacationers.
فراهم کردن
صندلیهای ساحلی برای تعطیلاتگردان فراهم شده است.
explain
Grandpa explains the world to his grandson.
توضیح دادن
پدربزرگ به نوهاش دنیا را توضیح میدهد.
get lost
It’s easy to get lost in the woods.
گم شدن
آسان است در جنگل گم شوید.
let
She lets her kite fly.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
come up
She’s coming up the stairs.
بالا آمدن
او دارد از پلهها بالا میآید.
enter
I have entered the appointment into my calendar.
وارد کردن
من قرار را در تقویم خود وارد کردهام.
go
Where are you both going?
رفتن
شما هر دو به کجا میروید؟