لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
remove
He removes something from the fridge.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.
kick
They like to kick, but only in table soccer.
لگد زدن
آنها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
think along
You have to think along in card games.
هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
return
The father has returned from the war.
برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.
pull
He pulls the sled.
کشیدن
او سورتمه را میکشد.
jump over
The athlete must jump over the obstacle.
پریدن بر
ورزشکار باید از مانع بپرد.
follow
My dog follows me when I jog.
دنبال کردن
سگ من هنگام دویدن من را دنبال میکند.
change
A lot has changed due to climate change.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
set aside
I want to set aside some money for later every month.
کنار گذاشتن
من میخواهم هر ماه کمی پول برای بعداً کنار بگذارم.
see clearly
I can see everything clearly through my new glasses.
به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
paint
I’ve painted a beautiful picture for you!
نقاشی کردن
من برای تو یک تابلوی زیبا نقاشی کردهام!