لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
carry out
He carries out the repair.
انجام دادن
او تعمیرات را انجام میدهد.
open
The child is opening his gift.
باز کردن
کودک هدیهاش را باز میکند.
listen to
The children like to listen to her stories.
گوش دادن
کودکان دوست دارند به داستانهای او گوش دهند.
must
He must get off here.
باید
او باید از اینجا پیاده شود.
let through
Should refugees be let through at the borders?
رها کردن
آیا پناهندگان باید در مرزها رها شوند؟
need to go
I urgently need a vacation; I have to go!
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
share
We need to learn to share our wealth.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.
send off
This package will be sent off soon.
فرستادن
این بسته به زودی فرستاده میشود.
pick
She picked an apple.
چیدن
او یک سیب چید.
work
She works better than a man.
کار کردن
او بهتر از مردی کار میکند.
open
Can you please open this can for me?
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟