لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
cancel
He unfortunately canceled the meeting.
لغو کردن
متأسفانه او جلسه را لغو کرد.
take out
I take the bills out of my wallet.
بیرون آوردن
من قبضها را از کیف پولم بیرون میآورم.
go
Where did the lake that was here go?
رفتن
دریاچهای که اینجا بود به کجا رفت؟
open
Can you please open this can for me?
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
renew
The painter wants to renew the wall color.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
make progress
Snails only make slow progress.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
impress
That really impressed us!
تحت تاثیر قرار دادن
این واقعاً ما را تحت تاثیر قرار داد!
wait
We still have to wait for a month.
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
become
They have become a good team.
شدن
آنها تیم خوبی شدهاند.
set
You have to set the clock.
تنظیم کردن
شما باید ساعت را تنظیم کنید.
forget
She’s forgotten his name now.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.