لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)
levantar
O helicóptero levanta os dois homens.
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
falar mal
Os colegas falam mal dela.
بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.
produzir
Pode-se produzir mais barato com robôs.
تولید کردن
میتوان با رباتها ارزانتر تولید کرد.
decidir
Ela não consegue decidir qual sapato usar.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
provar
O chef principal prova a sopa.
چشیدن
سرآشپز سوپ را چشیده است.
seguir
Meu cachorro me segue quando eu corro.
دنبال کردن
سگ من هنگام دویدن من را دنبال میکند.
ser eliminado
Muitos cargos logo serão eliminados nesta empresa.
حذف شدن
بسیاری از مواقع به زودی در این شرکت حذف خواهند شد.
acompanhar
Minha namorada gosta de me acompanhar nas compras.
همراهی کردن
دوست دخترم دوست دارد همراه من به خرید بیاید.
conectar
Esta ponte conecta dois bairros.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
responder
Ela sempre responde primeiro.
پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.
olhar para
Nas férias, eu olhei para muitos pontos turísticos.
نگاه کردن
در تعطیلات، به بسیاری از مناظر نگاه کردم.