لغت
یادگیری افعال – کاتالان
comerciar
Les persones comercien amb mobles usats.
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.
resoldre
Ell intenta en va resoldre un problema.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
pintar
Ella s’ha pintat les mans.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
descriure
Com es pot descriure els colors?
توصیف کردن
چطور میتوان رنگها را توصیف کرد؟
continuar
La caravana continua el seu viatge.
ادامه دادن
کاروان سفر خود را ادامه میدهد.
penjar
A l’hivern, pengen una caseta per als ocells.
آویختن
در زمستان، آنها یک خانه پرنده را میآویزند.
practicar
Ell practica cada dia amb el seu monopatí.
تمرین کردن
او هر روز با اسکیتبورد خود تمرین میکند.
ordenar
Encara tinc molts papers per ordenar.
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.
esperar
Estic esperant tenir sort en el joc.
امیدوار بودن
من به شانس در بازی امیدوارم.
practicar
La dona practica ioga.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
mirar
Ella mira a través d’un forat.
نگاه کردن
او از یک سوراخ نگاه میکند.