لغت
تايلندی – تمرین افعال
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.
بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
مخلوط کردن
تو میتوانی یک سالاد سالم با سبزیجات مخلوط کنی.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.
سوار شدن
آنها به تندی سوار میشوند.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
کشیدن
او سورتمه را میکشد.