لغت
زبان چینی – تمرین افعال
گذشتن
قطار از کنار ما میگذرد.
زدن
کی زنگ در را زد؟
وجود داشتن
دایناسورها دیگر امروز وجود ندارند.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.
اتفاق افتادن
چیز بدی اتفاق افتاده است.
خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.
امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.
باز کردن
کودک هدیهاش را باز میکند.
فرستادن
کالاها به من در یک بسته فرستاده میشوند.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.