لغت
زبان مقدونی – تمرین افعال
قدم زدن
خانواده در روزهای یکشنبه قدم میزند.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
وزن کاهیدن
او زیاد وزن کاهیده است.
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
فریاد زدن
اگر میخواهید شنیده شوید، باید پیام خود را به طور بلند فریاد بزنید.