لغت
زبان مقدونی – تمرین افعال
دلتنگ شدن
من خیلی به تو دلتنگ خواهم شد!
حمل کردن
کامیون کالاها را حمل میکند.
ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.
گم شدن
آسان است در جنگل گم شوید.
خدمت کردن
سگها دوست دارند به صاحبان خود خدمت کنند.
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.
تعیین کردن
تاریخ در حال تعیین شدن است.
خواستن
او خیلی چیز میخواهد!
تقسیم کردن
آنها کارهای خانگی را بین خودشان تقسیم میکنند.