لغت

گرجی – تمرین افعال

cms/verbs-webp/85968175.webp
آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.
cms/verbs-webp/98561398.webp
مخلوط کردن
نقاش رنگ‌ها را مخلوط می‌کند.
cms/verbs-webp/81885081.webp
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
cms/verbs-webp/119847349.webp
شنیدن
من نمی‌توانم شما را بشنوم!
cms/verbs-webp/106591766.webp
کافی بودن
یک سالاد برای من برای ناهار کافی است.
cms/verbs-webp/114888842.webp
نشان دادن
او آخرین مد را نشان می‌دهد.
cms/verbs-webp/53646818.webp
وارد کردن
برف داشت می‌بارید و ما آنها را وارد کردیم.
cms/verbs-webp/18316732.webp
راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت می‌گذرد.
cms/verbs-webp/108286904.webp
نوشیدن
گاو‌ها آب را از رودخانه می‌نوشند.
cms/verbs-webp/129002392.webp
کاوش کردن
فضانوردان می‌خواهند فضای بیرونی را کاوش کنند.
cms/verbs-webp/122638846.webp
لال کردن
آن مفاجأت او را لال می‌کند.
cms/verbs-webp/94153645.webp
گریه کردن
کودک در وان حمام گریه می‌کند.