لغت
اکراينی – تمرین افعال
اجاره دادن
او خانه خود را اجاره میدهد.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.
بیرون کشیدن
چگونه میخواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟
بیرون آوردن
من قبضها را از کیف پولم بیرون میآورم.
شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
سوختن
گوشت نباید روی منقل بسوزد.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.