لغت

لهستانی – تمرین افعال

cms/verbs-webp/106997420.webp
دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.
cms/verbs-webp/32796938.webp
فرستادن
او می‌خواهد الان نامه را بفرستد.
cms/verbs-webp/92513941.webp
ساختن
آن‌ها می‌خواستند یک عکس خنده‌دار بسازند.
cms/verbs-webp/94909729.webp
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
cms/verbs-webp/119417660.webp
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
cms/verbs-webp/50245878.webp
یادداشت زدن
دانش‌آموزان هر چیزی که استاد می‌گوید را یادداشت می‌زنند.
cms/verbs-webp/100649547.webp
استخدام کردن
متقاضی استخدام شد.
cms/verbs-webp/82811531.webp
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار می‌کشد.
cms/verbs-webp/93221279.webp
سوزاندن
یک آتش در شومینه می‌سوزد.
cms/verbs-webp/128159501.webp
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.
cms/verbs-webp/118765727.webp
بار آوردن
کار دفتری به او زیاد بار می‌آورد.
cms/verbs-webp/81885081.webp
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.