لغت
آموزش قیدها – اسپرانتو
morgaŭ
Neniu scias kio estos morgaŭ.
فردا
هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد.
nenien
Ĉi tiuj vojoj kondukas al nenien.
هیچجا
این ردپاها به هیچجا منتهی نمیشوند.
nun
Ĉu mi voku lin nun?
حالا
آیا حالا باید به او زنگ بزنم؟
unue
Sekureco venas unue.
اول
امنیت اولویت دارد.
malsupren
Li flugas malsupren en la valon.
پایین
او پایین به دره پرواز میکند.
nokte
La luno brilas nokte.
شب
ماه در شب میتابد.
denove
Li skribas ĉion denove.
دوباره
او همه چیز را دوباره مینویسد.
kial
Infanoj volas scii, kial ĉio estas kiel ĝi estas.
چرا
کودکان میخواهند بدانند چرا همه چیز به این شکل است.
for
Li portas la predaĵon for.
دور
او شکار را دور میبرد.
baldaŭ
Komerca konstruaĵo estos malfermita ĉi tie baldaŭ.
به زودی
یک ساختمان تجاری اینجا به زودی افتتاح خواهد شد.
sufiĉe
Ŝi volas dormi kaj sufiĉe da bruo.
به اندازهکافی
او میخواهد بخوابد و از صدا به اندازهکافی خسته شده است.