لغت
آموزش قیدها – دانمارکی
i det mindste
Frisøren kostede i det mindste ikke meget.
حداقل
حداقل آرایشگاه خیلی هزینه نکرد.
sammen
De to kan godt lide at lege sammen.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
gratis
Solenergi er gratis.
رایگان
انرژی خورشیدی رایگان است.
allerede
Han er allerede i søvn.
پیش از این
او پیش از این خوابیده است.
for meget
Arbejdet bliver for meget for mig.
بیش از حد
کار برایم بیش از حد شده است.
i går
Det regnede kraftigt i går.
دیروز
دیروز باران سنگینی آمد.
nok
Hun vil sove og har fået nok af støjen.
به اندازهکافی
او میخواهد بخوابد و از صدا به اندازهکافی خسته شده است.
meget
Barnet er meget sultent.
خیلی
کودک خیلی گرسنه است.
snart
En kommerciel bygning vil snart blive åbnet her.
به زودی
یک ساختمان تجاری اینجا به زودی افتتاح خواهد شد.
halvt
Glasset er halvt tomt.
نیمه
لیوان نیمه خالی است.
først
Sikkerhed kommer først.
اول
امنیت اولویت دارد.