لغت
آموزش قیدها – انگلیسی (UK)
almost
I almost hit!
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
up
He is climbing the mountain up.
بالا
او دارد به سمت کوه بالا میرود.
all day
The mother has to work all day.
تمام روز
مادر باید تمام روز کار کند.
more
Older children receive more pocket money.
بیشتر
کودکان بزرگتر پول جیب بیشتری دریافت میکنند.
for example
How do you like this color, for example?
به عنوان مثال
به عنوان مثال از این رنگ خوشتان میآید؟
in
The two are coming in.
داخل
دو نفر داخل میآیند.
somewhere
A rabbit has hidden somewhere.
جایی
خرگوش جایی پنهان شده است.
really
Can I really believe that?
واقعاً
واقعاً میتوانم به آن اعتماد کنم؟
first
Safety comes first.
اول
امنیت اولویت دارد.
almost
It is almost midnight.
تقریباً
تقریباً نیمهشب است.
on it
He climbs onto the roof and sits on it.
روی آن
او روی سقف میپرد و روی آن مینشیند.