لغت
آموزش قیدها – انگلیسی (UK)
almost
It is almost midnight.
تقریباً
تقریباً نیمهشب است.
nowhere
These tracks lead to nowhere.
هیچجا
این ردپاها به هیچجا منتهی نمیشوند.
for free
Solar energy is for free.
رایگان
انرژی خورشیدی رایگان است.
almost
The tank is almost empty.
تقریباً
مخزن تقریباً خالی است.
again
They met again.
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
at home
It is most beautiful at home!
در خانه
زیباترین مکان در خانه است!
down
She jumps down into the water.
پایین
او به آب میپرد.
already
He is already asleep.
پیش از این
او پیش از این خوابیده است.
why
Children want to know why everything is as it is.
چرا
کودکان میخواهند بدانند چرا همه چیز به این شکل است.
out
He would like to get out of prison.
بیرون
او دوست دارد از زندان بیرون بیاید.
all day
The mother has to work all day.
تمام روز
مادر باید تمام روز کار کند.