لغت
آموزش قیدها – لهستانی
często
Tornada nie są często widywane.
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.
zbyt dużo
On zawsze pracował zbyt dużo.
خیلی زیاد
او همیشه خیلی زیاد کار کرده است.
razem
Obaj lubią razem się bawić.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
bardzo
Dziecko jest bardzo głodne.
خیلی
کودک خیلی گرسنه است.
dosyć
Ona chce spać i ma dosyć hałasu.
به اندازهکافی
او میخواهد بخوابد و از صدا به اندازهکافی خسته شده است.
wkrótce
Ona może wkrótce wrócić do domu.
به زودی
او میتواند به زودی به خانه برگردد.
tylko
Na ławce siedzi tylko jeden mężczyzna.
فقط
فقط یک مرد روی نیمکت نشسته است.
rano
Muszę wstać wcześnie rano.
صبح
من باید صبح زود بیدار شوم.
razem
Uczymy się razem w małej grupie.
باهم
ما باهم در یک گروه کوچک میآموزیم.
tam
Idź tam, potem zapytaj jeszcze raz.
آنجا
برو آنجا، سپس دوباره بپرس.
długo
Musiałem długo czekać w poczekalni.
طولانی
من مجبور بودم طولانی در اتاق انتظار بمانم.