لغت
آموزش قیدها – لهستانی
tam
Cel jest tam.
آنجا
هدف آنجا است.
znowu
Spotkali się znowu.
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
dookoła
Nie powinno się mówić dookoła problemu.
دور
نباید دور مشکل صحبت کرد.
zawsze
Tutaj zawsze był jezioro.
همیشه
اینجا همیشه یک دریاچه بوده است.
długo
Musiałem długo czekać w poczekalni.
طولانی
من مجبور بودم طولانی در اتاق انتظار بمانم.
zbyt dużo
On zawsze pracował zbyt dużo.
خیلی زیاد
او همیشه خیلی زیاد کار کرده است.
coś
Widzę coś interesującego!
چیزی
چیزی جالب میبینم!
właśnie
Ona właśnie się obudziła.
تازه
او تازه بیدار شده است.
nocą
Księżyc świeci nocą.
شب
ماه در شب میتابد.
dość
Ona jest dość szczupła.
کاملاً
او کاملاً لاغر است.
wkrótce
Ona może wkrótce wrócić do domu.
به زودی
او میتواند به زودی به خانه برگردد.