لغت
آموزش قیدها – آلمانی
viel
Ich lese wirklich viel.
زیاد
من زیاد میخوانم.
nahezu
Der Tank ist nahezu leer.
تقریباً
مخزن تقریباً خالی است.
lange
Ich musste lange im Wartezimmer warten.
طولانی
من مجبور بودم طولانی در اتاق انتظار بمانم.
miteinander
Wir lernen miteinander in einer kleinen Gruppe.
باهم
ما باهم در یک گروه کوچک میآموزیم.
wieder
Sie haben sich wieder getroffen.
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
rein
Geht er rein oder raus?
در
آیا او میخواهد وارد شود یا خارج شود؟
etwas
Ich sehe etwas Interessantes!
چیزی
چیزی جالب میبینم!
ebenfalls
Ihre Freundin ist ebenfalls betrunken.
همچنین
دوست دختر او همچنین مست است.
jemals
Hast du jemals alles Geld mit Aktien verloren?
تا به حال
آیا تا به حال تمام پولهایتان را در سهام از دست دادهاید؟
richtig
Das Wort ist nicht richtig geschrieben.
درست
این کلمه به درستی املاء نشده است.
bereits
Er ist bereits eingeschlafen.
پیش از این
او پیش از این خوابیده است.