لغت
آموزش قیدها – هلندی
alleen
Ik geniet van de avond helemaal alleen.
تنها
من تنها شب را لذت میبرم.
waarom
Kinderen willen weten waarom alles is zoals het is.
چرا
کودکان میخواهند بدانند چرا همه چیز به این شکل است.
misschien
Ze wil misschien in een ander land wonen.
شاید
او شاید دوست داشته باشد در یک کشور متفاوت زندگی کند.
morgen
Niemand weet wat morgen zal zijn.
فردا
هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد.
vaak
Tornado‘s worden niet vaak gezien.
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.
even
Deze mensen zijn verschillend, maar even optimistisch!
همان
این افراد متفاوت هستند، اما با همان اندازه خوشبینانهاند!
maar
Het huis is klein maar romantisch.
اما
خانه کوچک است اما رمانتیک.
al
Het huis is al verkocht.
پیشاز این
خانه پیشاز این فروخته شده است.
half
Het glas is half leeg.
نیمه
لیوان نیمه خالی است.
over
Ze wil de straat oversteken met de scooter.
از طریق
او میخواهد با اسکوتر خیابان را عبور کند.
opnieuw
Hij schrijft alles opnieuw.
دوباره
او همه چیز را دوباره مینویسد.