لغت
آموزش قیدها – فرانسوی
toujours
Il y avait toujours un lac ici.
همیشه
اینجا همیشه یک دریاچه بوده است.
en haut
Il grimpe la montagne en haut.
بالا
او دارد به سمت کوه بالا میرود.
seulement
Il y a seulement un homme assis sur le banc.
فقط
فقط یک مرد روی نیمکت نشسته است.
autour
On ne devrait pas tourner autour d‘un problème.
دور
نباید دور مشکل صحبت کرد.
assez
Elle veut dormir et en a assez du bruit.
به اندازهکافی
او میخواهد بخوابد و از صدا به اندازهکافی خسته شده است.
bientôt
Un bâtiment commercial ouvrira ici bientôt.
به زودی
یک ساختمان تجاری اینجا به زودی افتتاح خواهد شد.
déjà
As-tu déjà perdu tout ton argent en actions?
تا به حال
آیا تا به حال تمام پولهایتان را در سهام از دست دادهاید؟
au moins
Le coiffeur n‘a pas coûté cher, au moins.
حداقل
حداقل آرایشگاه خیلی هزینه نکرد.
de nouveau
Ils se sont rencontrés de nouveau.
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
demain
Personne ne sait ce qui sera demain.
فردا
هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد.
par exemple
Comment trouvez-vous cette couleur, par exemple ?
به عنوان مثال
به عنوان مثال از این رنگ خوشتان میآید؟