لغت
آموزش قیدها – ليتوانيايی
kartą
Žmonės kartą gyveno oloje.
یک بار
یک بار، مردم در غار زندگی میکردند.
beveik
Jau beveik vidurnaktis.
تقریباً
تقریباً نیمهشب است.
kartu
Mes mokomės kartu mažoje grupėje.
باهم
ما باهم در یک گروه کوچک میآموزیم.
kartu
Abu mėgsta žaisti kartu.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
vėl
Jie susitiko vėl.
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
beveik
Aš beveik pataikiau!
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
daugiau
Vyresni vaikai gauna daugiau kišenpinigių.
بیشتر
کودکان بزرگتر پول جیب بیشتری دریافت میکنند.
daug
Aš tikrai daug skaitau.
زیاد
من زیاد میخوانم.
naktį
Mėnulis šviečia naktį.
شب
ماه در شب میتابد.
ant jo
Jis lipa ant stogo ir sėdi ant jo.
روی آن
او روی سقف میپرد و روی آن مینشیند.
lauke
Šiandien valgome lauke.
بیرون
امروز بیرون غذا میخوریم.