لغت
آموزش قیدها – لتونيايی
kaut ko
Es redzu kaut ko interesantu!
چیزی
چیزی جالب میبینم!
nekur
Šie ceļi ved nekur.
هیچجا
این ردپاها به هیچجا منتهی نمیشوند.
tikko
Viņa tikko pamodās.
تازه
او تازه بیدار شده است.
prom
Viņš aiznes laupījumu prom.
دور
او شکار را دور میبرد.
visu dienu
Mātei visu dienu jāstrādā.
تمام روز
مادر باید تمام روز کار کند.
vairāk
Vecāki bērni saņem vairāk kabatas naudas.
بیشتر
کودکان بزرگتر پول جیب بیشتری دریافت میکنند.
diezgan
Viņa ir diezgan tieva.
کاملاً
او کاملاً لاغر است.
jau
Viņš jau guļ.
پیش از این
او پیش از این خوابیده است.
ārā
Viņa nāk ārā no ūdens.
بیرون
او از آب بیرون میآید.
gandrīz
Es gandrīz trāpīju!
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
kopā
Abi labprāt spēlē kopā.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.