کتاب لغت

fa ‫نوشیدنیها‬   »   mr पेय

‫12 [دوازده]‬

‫نوشیدنیها‬

‫نوشیدنیها‬

१२ [बारा]

12 [Bārā]

पेय

pēya

نحوه مشاهده ترجمه را انتخاب کنید:   
فارسی مراتی بازی بیشتر
‫من چای می‌نوشم.‬ मी चहा पितो. / पिते. मी चहा पितो. / पिते. 1
mī c--ā ---ō. / Pitē. mī cahā pitō. / Pitē.
‫من قهوه می‌نوشم.‬ मी कॉफी पितो. / पिते. मी कॉफी पितो. / पिते. 1
M- k--hī pitō- / ---ē. Mī kŏphī pitō. / Pitē.
‫من آب معدنی می‌نوشم.‬ मी मिनरल वॉटर पितो. / पिते. मी मिनरल वॉटर पितो. / पिते. 1
Mī--i--r--- vŏṭ-r- pitō.-/ Pitē. Mī minarala vŏṭara pitō. / Pitē.
‫تو چای را با لیمو می‌نوشی؟‬ तू लिंबू घालून चहा पितोस / पितेस का? तू लिंबू घालून चहा पितोस / पितेस का? 1
T- li-b--g-ālū-- ---- pitōsa/ p---sa---? Tū limbū ghālūna cahā pitōsa/ pitēsa kā?
‫تو قهوه را با شکر می‌نوشی؟‬ तू साखर घालून कॉफी पितोस / पितेस का? तू साखर घालून कॉफी पितोस / पितेस का? 1
Tū --kh--a g-ā---a---p-- p--ō----pi--s- k-? Tū sākhara ghālūna kŏphī pitōsa/ pitēsa kā?
‫تو آب را با یخ می‌نوشی؟‬ तू बर्फ घालून पाणी पितोस / पितेस का? तू बर्फ घालून पाणी पितोस / पितेस का? 1
Tū -ar-h---hāl-na pā-- ----------t-sa-k-? Tū barpha ghālūna pāṇī pitōsa/ pitēsa kā?
‫اینجا یک مهمانی است.‬ इथे एक पार्टी चालली आहे. इथे एक पार्टी चालली आहे. 1
Ith---k---ā-ṭ---ā---ī ---. Ithē ēka pārṭī cālalī āhē.
‫مردم شامپاین می‌نوشند.‬ लोक शॅम्पेन पित आहेत. लोक शॅम्पेन पित आहेत. 1
Lō-a ś-mp--- pi-a ā-ē--. Lōka śĕmpēna pita āhēta.
‫مردم شراب و آبجو می‌نوشند.‬ लोक वाईन आणि बीयर पित आहेत. लोक वाईन आणि बीयर पित आहेत. 1
Lō-a-v-'--a--ṇi --ya-a--it- -h-t-. Lōka vā'īna āṇi bīyara pita āhēta.
‫تو الکل می‌نوشی؟‬ तू मद्य पितोस / पितेस का? तू मद्य पितोस / पितेस का? 1
T- ----- pi-ō--------sa---? Tū madya pitōsa/ pitēsa kā?
‫تو ویسکی می‌نوشی؟‬ तू व्हिस्की पितोस / पितेस का? तू व्हिस्की पितोस / पितेस का? 1
Tū-vh--kī -----a/-p-t--a---? Tū vhiskī pitōsa/ pitēsa kā?
‫تو نوشابه را با رام می‌نوشی؟‬ तू रम घालून कोक पितोस / पितेस का? तू रम घालून कोक पितोस / पितेस का? 1
Tū--ama---ā-----k--- pi-ōsa--p-t-s--kā? Tū rama ghālūna kōka pitōsa/ pitēsa kā?
‫من شامپاین دوست ندارم.‬ मला शॅम्पेन आवडत नाही. मला शॅम्पेन आवडत नाही. 1
Malā śĕ--ēna--vaḍa-- nā--. Malā śĕmpēna āvaḍata nāhī.
‫من شراب دوست ندارم.‬ मला वाईन आवडत नाही. मला वाईन आवडत नाही. 1
Mal----'--a----ḍat- n-hī. Malā vā'īna āvaḍata nāhī.
‫من آبجو دوست ندارم.‬ मला बीयर आवडत नाही. मला बीयर आवडत नाही. 1
M----b--a-- ---ḍa-a ---ī. Malā bīyara āvaḍata nāhī.
‫بچه شیر دوست دارد.‬ बाळाला दूध आवडते. बाळाला दूध आवडते. 1
Bā---ā-d-dha ā--ḍ-tē. Bāḷālā dūdha āvaḍatē.
‫بچه کاکائو و آب سیب دوست دارد.‬ बाळाला कोको आणि सफरचंदाचा रस आवडतो. बाळाला कोको आणि सफरचंदाचा रस आवडतो. 1
B--ālā kō-- -ṇi----------ndāc- r--- āv--a-ō. Bāḷālā kōkō āṇi sapharacandācā rasa āvaḍatō.
‫آن خانم آب پرتقال و آب گریپ فروت دوست دارد.‬ त्या स्त्रीला संत्र्याचा आणि द्राक्षाचा रस आवडतो. त्या स्त्रीला संत्र्याचा आणि द्राक्षाचा रस आवडतो. 1
Tyā-s-r-lā-san--y--ā ā-- --ā--ā----a-- ā-a-a-ō. Tyā strīlā santryācā āṇi drākṣācā rasa āvaḍatō.

‫علائم به عنوان زبان‬

‫انسان زبان را برای برقراری ارتباط ایجاد کرده است.‬ ‫حتی اشخاص ناشنوا یا دارای اختلال شنوایی هم برای خود زبان دارند.‬ ‫زبان اشاره، زبان اصلی همه افرادی است که اختلال شنوایی دارند.‬ ‫این زبان از مجموعه ای از نمادها ساخته شده اند.‬ ‫این خصوصیّت این زبان را یک زبان بصری یا "قابل مشاهده" ساخته است.‬ ‫بنابراین، آیا زبان اشاره در سطح بین المللی قابل فهم است؟‬ ‫خیر، حتی علامت گذاری هم زبان های ملّی مختلف دارند.‬ ‫هر کشور زبان اشاره خاص خود را دارد.‬ ‫که تحت تأثیر فرهنگ آن کشور قرار دارد.‬ ‫زیرا، زبان همواره از فرهنگ تکامل می یابد.‬ ‫این موضوع در مورد زبان هایی که به آن صحبت نمی شوند هم صادق است.‬ ‫با وجود این، یک زبان اشاره بین المللی هم وجود دارد.‬ ‫اما علائم آن تا حدودی پیچیده تر است.‬ ‫امّا، زبان های اشاره ملّی شبیه به یکدیگر هستند.‬ ‫بسیاری از این نشانه ها تصویری هستند.‬ ‫آنها شبیه شکل اشیائی هستند که معرفی می کنند.‬ ‫معمول ترین زبان اشاره که به طور گسترده از آن استفاده می شود زبان اشاره آمریکایی است.‬ ‫زبان های اشاره به عنوان زبان های کاملا پیشرفته شناخته شده اند.‬ ‫این زبان ها برای خود دستور زبان دارند.‬ ‫اما این دستور زبان با دستور زبان، زبان هائی که با آن صحبت می شوند متفاوت است.‬ ‫بنابراین، زبان اشاره را نمی توان کلمه به کلمه ترجمه کرد.‬ ‫با وجود این، مترجمین شفاهی این زبان هم وجود دارند.‬ ‫در زبان اشاره اطلاعات به طور همزمان منتقل می شوند.‬ ‫این بدان معنی است که یک نشانه می تواند کلّ یک جمله را بیان کند.‬ ‫همچنین در زبان اشاره لهجه هم وجود دارد.‬ ‫خصوصیات منطقه ای، هم برای خود نشانه هایی دارند.‬ ‫و هر زبان اشاره آهنگ خود را دارد.‬ ‫این امر در مورد علامات هم صدق می کند: لهجه ما نشان دهنده اصلیّت ماست.‬